جمعه، اسفند ۱۱، ۱۳۹۶

ایران بلحاظ اجتماعی، فرهنگی و درصدِ آگاهیهای عمومی، نه ظرفیت دمکراسی را دارد و نه فدارلیسم را. - گیل آوایی



ایران بلحاظ اجتماعی، فرهنگی و درصدِ آگاهیهای عمومی، نه ظرفیت دمکراسی را دارد و نه فدارلیسم را. شناسه های فرهنگی/سیاسی/اجتماعی در ایران بگونه ایست که هر حاکمیتی با هر ساختاری می تواند در چرخۀ معادلات جهانی و قدرتهای سلطه گر به نوعی غیر دمکراتیک، غیرملی و  صدالبته استبدادی عمل کند. جامعه از چنان بافتِ امروزین و مترقی و مسئولانه برخوردار نیست که بتواند از نمادهای دمکراتیک و انسانیِ خود دفاع کند!
نمونه های جمهوری در کشورهای بویژه خاورمیانه بخوبی نشان می دهد که هر جامعه ای بنا به آگاهی، بافت و ساختِ تاریخی/فرهنگی/اجتماعی از دست آوردهای مترقی و انسانی و بالنده دفاع می کند! در بسیاری از کشورها با توجه به قانون و جمهوریت و..... باز شاهد فساد، بی عدالتی، سرکوب و استبداد هستیم. نمونه های ترکیه، مصر، سوریه، تونس، پاکستان در همسایگی ایران و نمونه های دور مانند ونزوئلا، مکزیک، برزیل، آرژانتین و.... گواه روشنیست.
جامعه ایران پس از چهل سال تجربه خونبار هنوز در چنبرۀ خواستهای سطحی، حاشیه ای و عقب مانده حتی، سرگردان است و در دامِ آزمودۀ چهره هایی گرفتار می آید که با پوست و گوشت و استخوانش دردهای هولناکش را تجربه کرده است و برای همین چهره ها هورا می کشد زمانیکه خاورانها، سندِ جنایتکاری و ریاکاریِ همین چهره ها هستند!
در چنین ساختاری، و با چنین سیاستگراییهای شرم آور، نمی توان حداکثرِ خواستهای انسانی را هدفِ سیاسی قرار داد و امید به پیروزی ای داشت که دمکراسی و حاکمیتی با قانونمندیِ بالنده و انسانی در ایران حاکم شود!
خواستهای حداقلی در شرایط کنونی با یارگیریهای سیاسیِ خاصِ همین شرایط و همین ساختارِ اجتماعی/فرهنگی/سیاسی، یک ضرورت برای برون رفت از خفقان گورستانی و فسادِ عریان و حاکمیتی جنایتکار است. خواستهای حداقلی می تواند همبستگیِ سراسری و یارگیریهای گسترده در مبارزه با جمهوری اسلامی و روحانیت ریاکار و جنایتکار شیعه، را میسر سازد.
مبارزه با جمهوری اسلامی خودارضائی روشنفکرانه و عوامگرایانه نیست! باید همپای مردم در سازماندهی و هدفمندیِ سازمانیافته همراه بود و به آن عمل کرد. با آماجهای دور و نا همخوان با شرایط کنونی، نمی شود نیرویی فراگیر داشت.
نیروهای بالنده، مترقی و آزادۀ ایرانی، چنان غرقِ تئوریها، برداشتها و تفکر و نظریات نا منطبق با شرایط کنونی ایران هستند که خواستهایشان بیشتر به یک اتوپیا شباهت دارد تا یک هدف دستیافتنی. این نیروها بجای درک واقعیت شرایط جامعه، از بالا به همۀ امور سیاسی/اجتماعی/فرهنگی/افتصادی ایران نگاه می کنند! و با همین نگاه  جدای از مردم و صد البته در خلاء ناشی از آن، بیشتر در ستیز  با همند تا با مردم  و با نیروگرفتنِ عینی از مردم در پهنه مبارزات سیاسی! و این دردِ بزرگِ شرایط کنونیِ جامعه سیاسی ماست! که حاکمیتی چنین خونخوار و جنایتکار، دست به هر مانورِ سیاسی/ اجتماعی می زند و با ایجاد بحرانهای خودساخته، تمام نیروها را به نوعی مدیریت می کند! و نیروهای سیاسی با تایید می کنم محکوم می کنم موجودیت خود را نشان می دهد!
با خواستهای حداقلی و با درک شرایط عینیِ ایران، می توان یک همبستگی فراگیر و سراسری برای برخورد با همۀ جمهوری اسلامی سامان داد. خشم مردم، بیزاریِ مردم از حاکمیت به گونه ایست که باید چنین خشم و بیزاری را با برخوردی تهاجمی و همه سویه سازمان داد وگرنه در خوش بینانه ترین حالتش، برای ایران تصمیم می گیرند اگر خود تصمیم نگیریم!

هیچ نظری موجود نیست:

پست ویژه

یک اشاره: هیچ انتخاباتی در حکومت اسلامی، حتی ساده ترین شناسۀ انتخابات در یک جامعه متمدن را ندارد - گیل آوایی

تمام نیرو و توان و تحلیل و تفسیر وقتی از نگاه تغییرِ همۀ حکومت اسلامی و سرنگونیِ آن نباشد، در مسیر تداوم و بقای همین ساختار مافیایی و ...